“در ستایشِ بصیرتِ خیانت”

در من فیلی خفته است داستان اپیزودیک نه چندان بلندی ست که بیش تر از حرف زدن سعی در نمایش دادن دارد . روایتی که نه در نهایت به ژانر رمان وارد می شود...

در ِ تاکسی های نارنجی را نمی شود محکم به هم کوبید

برای شروع بحث درباره ی مجموعه شعر " به وقت البرز" سروده ی مهرنوش قربانعلی راه های بسیاری  به نظرم رسید ولی به تر این را دیدم که از بررسی کلی ودسته بندی آثار شاعرانه در  یک چشم انداز...

سیمان دگماتیسم منعطف نمی شود؟!

نامه اي در پاسخ به يادداشت شهرنوش پارسي پور دير آشناي ناديده ي دورادور سركار خانم شهرنوش پارسي پور با سلام مجموع ِ احترام ها ي شايسته ي مقام تان را نثارتان مي كنم و همين طور سعي در...

مثل فیلسوفی افسرده

بهاره رضایی - پويا عزيزي از جمله نام هايي ست كه به روايت تارخ شناسنامه اش بايد او را در زمره ي شاعران نوظهور در ابتداي دهه ي هشتاد برشماريم ، اما نام او...

بر وفق قانون ِ خاص ِ خویش 

مهرنوش قربانعلی- ذهن و زبان ِ غنایی وقتی سمت و سویی خلاق می گیرد و به تعبیری وقتی عشق خلاق است ، هیچ تخریبی را نمی تواند تاب بیاورد ، زیرا که تخریب در...

پست مدرن به عنوان یک نظریه؟!*

در پاسخ به نوشتاری به همین نام در گوهران شماره 11 و12  " دیگران ، همه ی دیگران در برابر منزله ی نزول از طبقه خود و ورود به طبقه ی اجتماعی پایین تر ،...

شعرهایی که از ریش‌تراش شخصی‌ترند

نیم نگاهی به مجموعه شعر تُهی پویا عزیزی سهراب رحیمی- هر معلولی نیاز به علت دارد.این از مسلمات فلسفه وعلم کلام است. شعر هم یک موجود است. مانند سایر پدیده ها. روزی "نبوده"، "بود" شده. از...